با گذشت بیش از ۲۰۰روز از شروع جنگ، یک بازیگر دیگر وارد مرکز معادله شد. رویترز به نقل از سه منبع ایرانی گزارش داد عربستان پس از پیشروی انصارالله در ساحل دریای سرخ از چین خواسته برای مهار بحران وارد عمل شود و پکن نیز بهطور خصوصی از تهران خواسته از نفوذ خود برای جلوگیری از تشدید بیشتر در یمن استفاده کند. پاسخ ایران، بنا بر همین منابع، این بوده که ثبات منطقه بدون پایان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران ممکن نیست.
این خبر بیش از یک میانجیگری معمولی اهمیت دارد. چین بزرگترین شریک تجاری ایران، خریدار اصلی نفت این کشور و در عین حال شریک اقتصادی مهم عربستان و دیگر کشورهای خلیج فارس است. برای پکن، هرمز و بابالمندب دیگر فقط دو بحران خاورمیانهای نیستند؛ اختلال همزمان آنها مستقیماً امنیت انرژی چین را تهدید میکند.
چرا ریاض دوباره بهسراغ پکن رفت؟
انتخاب چین تصادفی نیست. در سال ۲۰۲۳ همین پکن میزبان توافق ایران و عربستان برای احیای روابط دیپلماتیک بود. سه سال بعد، ریاض بار دیگر برای حل یک بحران امنیتی که واشنگتن حاضر نشده مستقیماً وارد آن شود، به چین رجوع کرده است. رویترز میگوید درخواست سعودی پس از پیشروی سریع انصارالله در ساحل دریای سرخ و نزدیکی بابالمندب مطرح شده است.
این تحول معنای بزرگتری نیز دارد. تحلیل تازه اندیشکده چتمهاوس معتقد است جنگ جاری در حال شکل دادن به نظمی چندقطبیتر در خلیج فارس است؛ نظمی که در آن کشورهای عربی همچنان به آمریکا وابسته میمانند، اما همزمان روابط امنیتی و اقتصادی خود با قدرتهایی مانند چین را گسترش میدهند. در این چارچوب، تماس ریاض با پکن فقط درباره انصارالله نیست؛ نشانهای از جستوجوی گزینههای بیشتر در کنار چتر امنیتی آمریکاست.
اما تهران چقدر میتواند انصارالله را مهار کند؟
درخواست چین بر این فرض استوار است که ایران میتواند رفتار انصارالله را تغییر دهد. این فرض محل اختلاف است. برخی تحلیلگران غربی معتقدند انصارالله با وجود حمایتهای ایران، بازیگری با اهداف مستقل است و نباید آن را صرفاً نیرویی دانست که دستورات تهران را اجرا میکند.چتمهاوس نیز به نکته مشابهی اشاره کرده است. انصارالله امروز هم یک نیروی حکومتی در یمن، هم یک بازیگر نظامی مستقل و هم متحد ایران است؛ ترکیبی که معامله درباره آن را دشوارتر میکند.
بازار زودتر از سیاست واکنش نشان داد
جالب اینکه بازار نفت به خبر ورود چین واکنش نشان داد. برنت روز جمعه بیش از ۲درصد کاهش یافت و گزارش رویترز درباره درخواست پکن از تهران یکی از عوامل کاهش نگرانی معاملهگران عنوان شد. عامل دیگر، پیدا شدن مسیر تازهای برای صادرات عربستان بود. آرامکو حدود ۶۰میلیون بشکه نفت را برای انتقال کشتی به کشتی در بندر صحار عمان در ماههای سپتامبر و اکتبر فروخته است؛ سازوکاری که بخشی از کاهش صادرات از ینبع را جبران میکند.این نکته نشان میدهد فشار بر مسیرهای انرژی هنوز بالاست، اما بازار شروع به سازگار شدن کرده است. اهرم جغرافیا قدرتمند است، اما ارزش آن ثابت نمیماند؛ هرچه جنگ طولانیتر شود، دولتها و شرکتها مسیرهای دور زدن آن را پیدا میکنند.
هرمز هنوز آرام نشده
این سازگاری به معنای حل بحران نیست. روز گذشته نفتکشی در هرمز با یک پرتابه ناشناس هدف قرار گرفته و دچار آتشسوزی شده است. تردد نیز همچنان بسیار کمتر از وضعیت عادی است. رویترز گزارش داده فقط چهار کشتی کالایی در روز پنجشنبه از هرمز عبور کردند، در برابر میانگین ۱۰روزه حدود ۱۶ کشتی.
همزمان ترامپ بار دیگر از احتمال حملات گستردهتر به ایران سخن رانده و گفته در آستانه «تصمیم بزرگی» قرار دارد؛ تهدیدی که باید در کنار سابقه تهدیدهای قبلی او که همیشه عملی نشدهاند دیده شود. خبرنگار الجزیره نوشته این تهدید ترامپ بیشتر نشانه این است که او میخواهد به میز مذاکره برگردد.
بازگشت چین به همان میز ۲۰۲۳
امروز شرایط سختتر از زمان مداخله چین در ۲۰۲۳ است؛ جنگ مستقیم ایران و آمریکا ادامه دارد، یمن دوباره شعلهور شده و امنیت دو آبراه اصلی انرژی جهان همزمان زیر فشار است. با این حال، شباهت مهمی وجود دارد؛ بار دیگر عربستان و ایران در نقطهای قرار گرفتهاند که برای مدیریت تنش به بازیگری نیاز دارند که با هر دو طرف رابطه داشته باشد.
در هر صورت فشار جنگ، چین را ناگزیر به ورود جدیتر کرده است. پکن اکنون باید میان سه منفعت تعادل برقرار کند؛ رابطه راهبردی با ایران، روابط اقتصادی گسترده با عربستان و کشورهای خلیج فارس و مهمتر از همه جریان باثبات انرژی به اقتصاد چین. این بار، موفقیت میانجیگری چین فقط به روابط تهران و ریاض وابسته نیست؛ به این بستگی دارد که آیا میتوان جنگی را مهار کرد که بازیگران و جبهههایش از سال ۲۰۲۳ بسیار بیشتر شدهاند.




نظر شما